بسم الله الرحمن الرحیم
بیشتر در فضای اینستاگرام به آدرس instagram.com/saeedsalman93 فعالیت می کنم و فعلا وبلاگ نیمه تعطیل است
یاحق
- ۰ نظر
- ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیم
بیشتر در فضای اینستاگرام به آدرس instagram.com/saeedsalman93 فعالیت می کنم و فعلا وبلاگ نیمه تعطیل است
یاحق
روزنامه کیهان در تاریخ 27 مرداد 1352 نوشت:
شلوار تابستان امسال یکه تاز مد بازار تهران بود و هنوز هم هست. در خیابان های جنوب یا شمال فرقی نمی کند. از هر 100 دختر یا زن، 85 نفر شلوار پوشیده اند. زرد و سبز و قرمز که رنگ های رایج امسال برای شلوار خانمهاست. آقایان هم که معلوم الحالند. سالهاست که پوشش پایشان شلوار است!
روی آوری عجیب خانم ها به شلوار از چیست؟ صاحب یک بوتیک در خیابان رودکی می گوید: برای اینکه بیشتر خانم ها زشتی های پای خود را با آن می پوشانند. علت فروش رفتن شلوارهای راسته و گشاد همین است. از طرف دیگر وقتی زنی شلوار پوشید می تواند کفش پاشنه 20سانتی هم بپوشد تا کوتاهی قدش معلوم نشود. اینهاست که شلوار را امسال یک مدل ماندنی کرد.
از خود خانم ها می پرسیم. از کسانی که شلوار پوشیده اند. هما بلورچی جواب داده است: برای اینکه شلوار راحت و امن است. البته برای جوانان. اما پیرزن هایی که «بلوجینی» های چسبان می پوشند امنیتشان را از دست می دهند و نگاه ها را به پاهایشان می چسبانند.
جواب هما بلورچی جواب مشترک اکثریت خانم های شلوار پوش تهران است. اما اقلیتی که شلوار نمی پوشند مثل ویکتوریا پرند معتقدند: شلوار ظرافت زنانه را از بین می برد و چون شلوار مد روز است کار و بار خیاط ها وسری دوزها سخت سکه است. خودشان هم این را قبول دارند با این تاکید که دوخت شلوار نسبت به کت و شلوار که کم است بالاست.
عباس منیعی سری دوز میدان شهناز تهران گفته است: فروش امسال سه برابر پارسال است، ما الان روزی 50شلوار می فروشیم. او می گوید از نظر شلوار دوزان آدمها بیشتر از 10 اندازه نیستند. نسبتشان هم مشخص است. مثلا همه می دانیم که اندازه 38 به تن 30 درصد مردم می خورد.
بدانید شلوارهای راسته امسال از همه بیشتر مورد توجه است جوانها به آن مدالکاپونی می گویند.
کار فروش شلوار چنان جان گرفته که خیلی ها شلوار های دوخته را کنار پیاده رو می فروشند.
قابل ذکر است وی در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ در جریان بازدید آیت الله هاشمی رفسنجانی از سازمان اسناد و کتابخانه ملّی و سخنرانی در جمع نخبگان و اهل فرهنگ در سالن همایش های این سازمان گفته بود:
" می دانم رهبری راضی نیستند از اینکه ایشان بگویند سال فرهنگ ولی عساکری پیدا شوند که فقط دنبال این باشند که مثلاً اگر کسی خوب می خواند او را از میدان در کنند. اگر کسی که قیافه زیبایی دارد، خانمی، او را نگذارند پیدا شود و امثال این جور چیزها، این حالت پیش می آید، مناظر خوب را از دست مردم بیرون کنند"
اکبر هاشمی رفسنجانی در آبان 1359:
جریان های ضد ولایت:
- کفر و الحاد(کفر در داخل و کفر در خارج کشور)
- جریان ملی گرایی
-جریان لیبرالیسم
- طبقه فاسد و بی اصل و نصب
- جریان نفاق: همان جریانی است که از روزهای بعد از انقلاب شروع کرد در خیابانها به میتینگ دادن و با شعارهای فریبنده دروغ گفت که ما رهبری امام را قبول داریم اما راه امام را عمل نمیکرد. میگفت رهبری امام را قبول داریم اما قانون اساسی و همه پرسی اش را تحریم میکرد و همچنین همراه با فدائیها و آشوبگران کردستان و گنبد با ملت میجنگید و دشمن را تایید می کرد، هنوز هم اعلامیه میدهد و صحبت از حقوق از دست رفته خلق کرد می کند!*
برگرفته جزوه "خط ها در برابر ولایت فقیه" سخنرانی اکبر هاشمی در حزب جمهوری اسلامی مشهد - آبان 1359
پی نوشت: __________________________________
این جزوه رو امروز در کتابخانه یک مسجد قدیمی در کوچه "آیت الله خامنه ای" مشهد پیدا کردم. همراه با 50 تا کتاب دیگه...
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر حقیر، اگر حضور در مجالس اباعبدالله(علیه السلام) منجر به تغییر رفتار(فردی و اجتماعی) مستمع(در بلندمدت،میان مدت یا کوتاه مدت) نشود، هدف اصلی این مجالس محقق نشده است. لذا توجه به فردیت و نهایت اینکه مخاطب باید حرکتی را در خود شروع کند،باید اصلی در گریه کردن و گریاندن و سخنرانی باشد.
اینکه در هیئات مذهبی تنها و تنها به گوشه هایی آن هم ناقص از مصیبت آل الله در جریان حادثه کربلا و بعد آن پرداخته شود، و بصورت ذوقی از مظلومیت اباعبدالله و یاران باوفایش تنها سخن برود و نقطه ارتباط میان آن رشادت ها و شخص مستمع(منافع و ارتباط با جسم و روحش) بطور واضح بیان نشود، شاید هدف اصلی محقق نشده باشد.
روضه ها باید محملی باشد برای ارتباط بنده با خدا از طریق واسطه قرار دادن حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) و اصحابشان(به واسطه جانگذار و چندجانبه بودن مصیبت کربلا) . ذکر مصیبت به خودی خود هدف نیست. مصیبت وسیله ای باید باشد برای تغییر رفتارِ منِ مستمع
با عزیزی که عمری در دستگاه سیدالشهداء(علیه السلام) به نوکری و مداحی مشغول است و از افراد سرشناس در مشهدمقدس است درباره این دغدغه صحبت کردم. میگفت اصل مجالس روضه باید از مناجات شروع شود و بعد برسد به ذکر مصیبت و...
پی نوشت: ________________________________
- شهید مطهری(ره): "تکالیف شرعی بدون حکمت نیست. منظور این نبوده
که همدردی و تسلیتی باشد برای خاندان پیغمبر، به قول روضه خوان ها زهرا را
خوش حال بکنیم!
خیال می کنیم هر اندازه ما گریه کنیم تسلّی خاطر بیشتری برای
حضرت رسول و حضرت زهرا هست. چقدر در این صورت ما حضرت رسول و
حضرت زهرا و حضرت امیر را- که همیشه آرزوی شهادت می کردند و فخر خود
می دانستند- کوچک کرده ایم و خیال می کنیم هنوز هم بعد از هزار و سیصد و بیست
سال در حال جزع و فزع می باشند! بلکه مقصود این است که داستان کربلا به صورت
یک مکتب تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند.
... آیا این حرف،مسخره نیست که بعد از هزار و چهار صد سال،هنوز حضرت زهرا احتیاج به تسلیت داشته باشد؟در صورتی که به نص خود امام حسین و به حکم ضرورت دین،بعد از شهادت امام حسین،دیگر امام حسین و حضرت زهرا نزد یکدیگر هستند.این چه حرفی است؟!مگر حضرت زهرا بچه است که بعد از هزار و چهار صد سال هنوز هم دائما به سر خودش بزند،گریه کند،بعد ما برویم به ایشان سر سلامتی بدهیم! این حرف ها،دین را خراب می کند..."
- روایتی دیدم از حضرت صادق(علیه السلام) که خیلی از گره های ذهنی ام را باز کرد:
- برای آنهایی که دنبال فواید فیزیکی گریه هستند: محققان دانشگاه مینهسوتا در آمریکا میگویند گریه کردن میتواند بدن را مداوا کند.بدن هنگام مواجهه با استرس، مواد شیمیایی در بدن ترشح
میشود که اشک میتواند آنها را دفع کند و مانع از بروز حملات قبلی و صدمه
رسیدن به برخی مراکز مغزی شود. بررسی محققان نشان داده است اشکی که در
پی مواجههای با احساس ریخته میشود حاوی مقدار فراوانی پروتئین، منیزیم،
پتاسیم و هورمونهایی شامل پرولاکتین است. هورمون پرولاکتین نقشی اصلی در
مقابله با استرس بازی میکند.
- بعد از چندین ماه، فرصتی پیش آمد که نگذارم بیشتر از این دغدغه هایم تنها در ذهن بماند و فراموش شود...
رابطه پوشش زننده جدید(جوراب شلواری) زنان با فیلم کلاه پهلوی در چیست؟
رابطه پوشش زننده جدید(جوراب شلواری) زنان با فیلم کلاه پهلوی در چیست؟
کاری ندارم به اینکه عده ای گویند نقش آکادمی موسیقی گوگوش در ترویج این نوع پوشش کم رنگ نیست.(+)
* * *
نقل از صفحه "میخوام پاک بمونم" در گوگل پلاس
...ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم. پس اى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسیجى ام، و اى نیروهاى مردمى ، هرگز از دست دادن موضعى را با تاثر و گرفتن مکانى را با غرور و شادى بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدرى ناچیزند که تمامى دنیا در مقایسه با آخرت.
امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز روزى است که خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا انشاءاللّه روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل طالب شهادتیم. و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگى غیرخدا نمى رویم. البته براى اداى تکلیف همه ما موظفیم که کارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم.
خداوندا، تو مى دانى که ما سر سازش با کفر را نداریم. خداوندا، تو مى دانى که استکبار و امریکاى جهانخوار گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تکیه گاه ما تویى، و ما تنهاى تنهاییم و غیر از تو کسى را نمى شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم که کسى را بشناسیم. ما را یارى کن، که تو بهترین یارى کنندگانى. خداوندا، تلخى این روزها را به شیرینى فرج حضرت بقیةاللّه - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و رسیدن به خودت جبران فرما.
فرزندان انقلابى ام، اى کسانى که لحظه اى حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد. مى دانم که به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى گذرد؟ مى دانم که شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابى تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزى از آن شماست.
من در اینجا به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه ها و ذخیره هاى عظیم الهى و به این گلهاى معطر و نوشکفته جهان اسلام، سفارش مى کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگى خود را بدانید، و خودتان را براى یک مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسیدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده کنید.
بخشی از پیام امام درباره قبول قطعنامه 598
پی نوشت: ____________________________
* "خدایا تو می دانی آنچه از ناحیه ما صورت گرفت، نه یک رقابت برای کسب قدرت بود و نه تلاشی برای زیاد کردن ثروت"اگر ما هم کاری کردیم، نه برای کسب قدرت است و نه برای زیاد کردن ثروت بلکه برای آن مسائلی است که امیرالمؤمنین می فرمودند. دکتر سعید جلیلی
به نقل از کتاب لیله القدر فاطمه(س) است - اثر استاد اصغر طاهرزاده - چاپ 1385
پی نوشت: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* بگردیم در این انتخابات(ریاست جمهوی و شوراها) ببینیم چه کسانی شعارهای اقتصادی شان می چربد به تکرار آرمان های انقلاب و اصول و ارزش ها و فرهنگ.
* تاریخ انتشار کتاب را زدم که برداشت نشود حرف ایشان در حال و هوای کثیف سیاسی کنونی نوشته شده.
- شنیده بودیم:
محمدرضا سرشار سال 89در سایت شخصی خود؛ خاطرهای از دیدار رضا میرکریمی- نویسنده و کارگردان سینما - با رهبر انقلاب را نقل کرده است:
" حدود دو سال پیش، در سفری به مشهد، با آقای رضا میرکریمی - نویسنده و کارگردان سینما - همراه شدیم. در راه، صحبت از ساده زیستی رهبر انقلاب - حضرت آیتالله خامنهای - شد. آقای میرکریمی خاطرهای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد که بسیار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسید بیان آن، برای دیگران نیز بتواند روشنگر برخی مطالب باشد.
آقای رضا میرکریمی میگفت(نقل به مضمون):
"هر وقت در جریان کار و زندگی زیاد به من فشار [روانی ] وارد میآید، در هر مرحلهای که باشم، همه چیز را رها میکنم و - گاهی از همان سر کار - تلفنی به خانه میزنم و یک راست به فرودگاه میروم. همان جا بلیطی تهیه میکنم و عازم مشهد میشوم. آنجا زیارتی[و درد دلی] با امام رضا (ع) میکنم و آرام میشوم، و برمیگردم.
یک بار - در یکی از همین سفرها - توی هواپیما نشسته بودم و در خودم بودم که دیدم در قسمت جلو هواپیما انگار وضعیت متفاوتی است. به این معنی که، کسانی را میدیدم که از جاهای مختلف هواپیما، یکی یکی به قسمت جلو میرفتند. آنجا کنار یکی از صندلیها مینشستند. با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی میگفتند و میشنیدند. بعد، خوشحال و راضی، برمیگشتند و سر جایشان مینشستند.
کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست. از یکی از کسانی که از آنجا برمیگشت، موضوع را پرسیدم. گفت: کسی که آنجا نشسته، مقام معظم رهبری است.
هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپیما رفتم و از فردی که معلوم بود محافظ است پرسیدم: میشود رفت، با آقا صحبت کرد؟
گفت: بله. قدری صبر کن تا کسی که پهلوی آقاست، صحبتش تمام شود.
از فرصت استفاده کردم و پرسیدم: چرا آقا با پرواز عمومی به مشهد میروند؟!
گفت: آقا فقط سفرهای رسمی دولتی را با پرواز اختصاصی میروند. سفرهای شخصی [که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهای عمومی میروند.
پرسیدم: یعنی میروند برایشان بلیط هم میخرید؟!
گفت: بله. مثل همه مسافرهای معمولی، برایشان بلیط میخرند. بدون اطلاع یا تشریفات خاص، میآیند سوار هواپیما میشوند و راهی می شوند. تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ایشان میشوند.
صبر کردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفی کردم و .... "
با خود گفتم: از کسی که عمری را به سادگی و با حداقل امکانات مادی زیسته و اکنون رهبری انقلابیترین نظامهای سیاسی - و البته مذهبی - جهان را بر عهده دارد، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیتالمال و قائل شدن مرز و تفاوت بین کار شخصی و کار حکومتی نیز انتظار نمیرود. کاش دیگر مسئولان نظام، خاصه آنان که این لباس مقدس را - که در حقیقت لباس رسول اکرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ایشان، در رعایت مسائل مالی و امکانات بیتالمال، خدا را در نظر میگرفتند و تقوا میورزیدند."
* * *
- و دیدیم: (به کوری چشم کتمان کنندگان)
مسافرانِ 28 اسفند ماه 1391 پرواز تهران-مشهد شاهد حضور ولی امر مسلمین جهان در هواپیما بودند. جمعیت که به یکباره از این اتفاق متعجب شده بودند، از محافظان خواستند که آقا را ببینند. آقا خودشان به تک تک صندلی ها سر زدند...
فیلم زیر بخشی از لحظه ورود رهبر معظم انقلاب و استقرار در قسمت جلوی هواپیما می باشد که توسط اقوام یکی از دوستان به دستم رسید. داغ داغ است...
اینها ضد تبلیغ هم هست...
تاملی بر اقدامات تبلیغی در سفرهای استانی مقام معظم رهبری
رشد شتابناک تکنولوژی علی الخصوص در فضای رسانه ای و بطور جزء در رسانه های سایبری، فضای وب را جزء دغدغه هر عنصر فعال و دلسوز فرهنگی و انقلابی برای ترویج گفتمان انقلاب و ارزش های معنوی و الهی کرده است.
هدف بنده از نگارش این مطلب اثبات این ادعاست که بنا به اذعان تجربی فعالان سایبری و بعضا صحه گذاشتن نظریه های علمی، این فضا قابلیت و قدرت به صرفه برای نفوذ در اذهان و قلوب را در مقایسه با تلاش در فضای حقیقی ندارد.
عکس های زیر منتخبی است از قریب به 100 سوال دانشجویان دختر یکی از دانشگاه های مشهد که اخیرا در همایشی با موضوع روابط قبل و بعد از ازدواج با حضور یکی از اساتید کشوری برگزار شده، پرسیده شده است.
باور نمی کنید که تعداد زیادی از این سوالات درباره وقوع ارتباط با جنس مخالف بود و اکثرا به نوعی سوال شخصی در این باره داشته اند.
مقام معظم رهبری اخیرا در دیدار با
دانشجویان، تشکل های دانشجویی را به اصل مهم "هم افزایی" توجه دادند. امری
که سالهاست به دلایل متعدد مورد غفلت واقع شده است.
من و شما هر روزه در کوچه و خیابان با جملاتی تبلیغاتی که سعی در ترویج فرهنگ حجاب و عفاف دارند، مواجه هستیم. جملاتی همانند " حجاب مصونیت است، نه محدودیت"، "... ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است"، " حجاب تجلی بندگی خداست" و دهها نمونه دیگر از این دست که شاید روزانه دهها بار ببینیمشان.
اما به راستی عمق نفوذ این جملات را با چه معیاری باید سنجید؟ سخنانی که قطعا بار مفهومی بالایی دارند، اما به چه مقدار و برای چه قشری تجویز می شود؟
متاسفانه برخی واژگان ارزشی ما به علت تکرارهای ناشیانه و غیرمهندسی شده، به سمت روزمرگی و کم کم اضمحلال و حتی احساس تنفر از آن پیش می رود.
عکس/ دختران دانش آموز این مرز و بوم! - اوج توجه و تاثیرگذاری تابلوی پشت سرشان مشهود است!
امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند:
گوهر جان شما را جز بهشت بهایی نیست، پس خود را جز به آن مفروشید.
***
چندی پیش که از محضر استاد پناهیان استفاده می کردیم می گفتند:
...خیلی ها ممکن است با همین یک کلمه "خوب باش" یا "بهشت میری، جهنم دیگه نمی ری" بچه خوبی بشوند؛ خوش بهحالشان که اینقدر به سرعت قانع می شوند، ولی اینا هم معمولاً بعد چند وقت می بُرَّن. من آدم های زیادی را دیده ام که اَلَکی انگیزه پیدا کردن و آدم خوبی شدند، اما بعد انگیزه شان را از دست دادند، سست شدند و خراب کردند. دقّت که بکنید می بینید که در این انگیزه خوب بودنش هم زیاد خوب و دقیق نبوده.
دسته بندی افراد در صورتی که دنیا به آنان روی آورد:
زاهد = ناراحت می شود
راضی= آمد خوش آمد، نیامد اشکال ندارد
قانع = آمد خوش آمد، نیامد به زمین و آسمان نمی زند!
حریص = اگر باشد خوب است، اگر نباشد به زمین و آسمان می زند
مضطر = از فرط کمبود، دچار درماندگی می شود...
پی نوشت: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تقسیم بندی بالا از کلام استاد روح ذیل بحث زهد و محبت است که در ماه مبارک سال گذشته ایراد شده.
- در این دنیایی که تمام اجزا بدون استثنا به هم مرتبطند و در یکدیگر تاثیر می گذارند، گناه یا اشتباه ما تاثیر بر تمام ذرات عالم دارد. چه کنیم که نمی فهمیم تاثیرات پنهانی این ها را بر هم.
- بر این عقیده ام! که یک گناه ما در این طرف کره خاکی، می تواند باعث خراب شدن لانه مورچه ای در جنگل های جنوب آفریقا گردد!( نگاه دومینویی)
از حضرت آیت الله بهجت (ره) خواندم:
برای اداره تمام جهان کافی است که انسان عاقل و مومن و متدین باشد . دیانت و عقل برای اداره کره زمین کفایت میکند.
در محضر بهجت ج2 ص43
واقعا عجیب است این گفته. نیاز به تامل و تدبر دارد...
حسن عباسی متولد 1345 ازنای لرستان است. ذهن تحلیلگر و استراتژیک و نگاه چندوجهی، چندحوزه ای وشبکه ای به مسائل از ویژگی های منحصر به فرد اوست (+++) در این بین عده ای هم تئوری ها و تحلیل های ایشان را متاثر از توهم توطئه می دانند.
شخصیت ایشان برایم به چنددلیل جالب است: نگاه کلان به مسائل، نوع لباس پوشیدن، حضورش در جبهه، صراحت لهجه، صلابت و شجاعت، مدعی بودن در مسائل، معلم ورزش های رزمی بودنش!
* * *
اخیرا عکس را دیدم از ایشان که به نظرم جالب بود:(کیفیت پایین دلیلش این است که از روی نشریه عکس گرفتم)
اغلب نیروهای فرهنگی که دل در گرو انقلاب دارند پس از پشت سرگذاشتن مراحل
رشد تشکیلاتی، به نقطه ای رسیده اند که حال برای خدمت مضاعف به انقلاب، آیا
وارد ساختار اداری(تشکیلات فرهنگی) شوند( به قولی استخدام شوند) یا همان
شیوه کار مبتنی بر توانمندی های مردمی( شاید بشود گفت کار خصوصی) را پیش
ببرند؟!
* در کشور ما که ساختار اداری آن سابقه 50 تا 60 ساله دارد،
عده که وارد کار دولتی و اداری میشوند، به راحتی هضم آن شده و اختاپوس
روزمرگی دست و پای آنان را برای گام های بلند می بندد و در نتیجه آن آرمان
های قبل از ورود به ساختار، فراموش می شود!
* عده ای از نیروهای
فرهنگی انقلاب با این روحیه وارد ساختار می شوند که در برابر گرداب هضم شدن
در ساختارهای اداری و روزمرگی، سنگرهای تحول خواهی در این ساختارهای کهنه
را حفظ کنند و راه را برای اقدامات مردمی هموار کنند.
* عده ای هم کار فرهنگی-مردمی و به تعبیری خصوصی را می پسندند و راه رسیدن به آرمانهای انقلاب را از دل کارهای مردمی می بینند.
هم اکنون جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در حوزه نیرویی با دو آسیب و گره جدی مواجه است.
* از یک سو نیروهای جبهه فرهنگی انقلاب، کار عملیاتی را منشا اثر می دانند و به طور ناخودآگاه و یا آگاهانه اصل مهم ساختار سازی، کار سازماندهی شده و تشکیلاتی را بی اثر و در برخی مواقع دست و پاگیر می انگارند! در این نوع طرز تفکر، درجه بی ثباتی ( و نه کم اثری) بسیار بالاست. دلیلش هم بسیار واضح است و آن وابستگی کار بر شخص و امکانات و... است.
در جبهه به شوخی و کنایه یا جدی به رزمنده شلوغ و بی نظم آپاچی می گفتند!
مودار درخت ذهنی فصل دوم از جلد اول کتاب حماسه حسینی - شهید مرتضی مطهری
توجه فرمایید این نمودار بیشتر مورد استفاده افرادی قرار می گیرد که حداقل یکبار مطلب کتاب را خوانده باشند
التماس دعا
***